سيد علي اكبر قرشي
433
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
سمينها غثّا » خ 190 ، 282 دنيا نسبت به انسان مانند روزى مىشود كه گذشته و يا ماهى كه منقضى شده است و تازهاش كهنه و فربهش لاغر مىشود . رجا : ارجاء : تأخير انداختن : « ارجا الامر : اخرّه » از اين لفظ دو مورد در « نهج » آمده است ، كسى از آن حضرت خواست او را موعظه كند فرمود : « لا تكن ممّن يرجو الآخرة به غير العمل و يرجّى التوبة به طول الامل » حكمت 150 نباش ، مانند كسى كه آخرت را اميد دارد بدون عمل و توبه را تأخير مى اندازد با آرزوى دراز « ترجئه » تأخير انداختن است . رج : حركت دادن و حركت كردن : « رجّ الشى ء رجّا حركه و تحرك » سه مورد از اين لفظ در « نهج » آمده است ، دربارهء معاد فرموده : « و جاء من امر اللّه ما يريده من تجديد خلقه ، اماد السمآء و فطرها و ارجّ الارض و ارجفها و قلع جبالها و نسفها » خ 109 ، 161 ، مى آيد از فرمان خدا آنچه مى خواهد از آفرينش جديد ، حركت مىدهد آسمانرا و مى شكافد آن را و زمين را حركت مىدهد و مى لرزاند و كوههايش را بركنده و ريز ريز مىكند . در بعضى نسخهها « رجّ » است به طور ثلاثى . امّا كلام آنحضرت « رجّة صدره » در « رده » خواهد آمد . رجيج : مضطرب . متحرّك . در رابطه با ملائكه فرموده : « و حشابهم فتوق اجوائها و بين فجوات تلك الفروج زجل المسبّحين منهم فى حظائر القدس . . . و وراء ذالك الرجيح الذى تستكّ منه الاسماع سبحات نوز . . . » خ 91 ، 129 ( اشباح ) يعنى شكافهاى آسمانها را با ملائكه پر كرد ، و ميان فضاهاى آن شكافها صداهاى بلند شدهء تسبيح كنندگانست در حظيرههاى قدس . و در پى آن زلزله و اضطراب كه گوشها از آن كر مىشود ، طبقات نور است . رجح : رجوح و رجحان در اصل ميل و سنگينى ترازوست گويند : « رجح الميزان رجوحا : مال » على هذا آن به معنى برترى به كار مى رود ، از اين ماده چهار مورد در « نهج » آمده است . دربارهء حمد خدا فرموده : « فانهّ ارجح ما وزن و افضل ما خزن » خ 2 ، 46 ، حمد خدا برترين و سنگين ترين چيزى است كه وزن شده و بهترين چيزى است كه ذخيره گشته است .